زين الدين محمود واصفى

30

بدايع الوقايع ( فارسى )

هميشه باد ميسر وصال خوبانت * نگاهدار تو از هجر خالق يزدان چون كاروان به نواحى آب‌آمويه رسيد ، در وقت غلو و طغيان آب بود كه شتران مست كف‌انداز افواج امواج جيحون با بختيان زبردست « 1 » اوج گردون‌انگيز جنگ مىكردند ، و جهاز « 2 » ذات الواح سفاين را از كوه كوهان فكنده با ساربانان « 3 » حمل حمله مىآوردند ، كيوان از بهر صيد ماهيانش هرشب از عكس سپهر به كوكب سفرهء دام ساختى و از براى كام نهنگ محيطآشامش در وى از انعكاس ماه نو شست انداختى . سهمگين آبى كه مرغابى درو ايمن نبود * كمترين موج آسياسنگ از كرانش درربود زمين در مقابل سپهر برين درآمده ، در موازات كهكشان گردون از جوى جيحون منطقه بر ميان بسته و از ماهيان خنجرهاى آبدار در كمرگاه استوار كرده و در برابر نجوم و كواكب طارم نيلگون اطراف مجره گلهاى خودروى صد برگ بر ساحل دريا پديد آورده . چون كاروان به ساحل دريا نزول فرمود ، جاريهء كشتى از پى خدمت آن رشك غلمان بهشتى بر روى آب روان گرديد . خلاق المعانى كمال اسمعيل ( 9 a ) اصفهانى از براى كشتى لغزى گفته و بسى درّ معانى بديع سفته ، فقير آن را بخاطر داشتم ، يك چند بيت از آن از بحر خاطر كشتىصفت به ساحل بيان آمد . چون هر بيت زورقى بود مملو از لآلى معانى كه غواص فكرت از قعر بحر معانى بيرون آورده است ، جوهرشناسان پاكيزه‌گوهر آن را به نقد جان خريدارى نموده در درج سمع و حقهء قبولش جاى دادند . و آن لغز اين است :

--> ( 1 ) - C : زيردست . ( 2 ) - A : جهات ، B : چهار . ( 3 ) - A : ساربان .